تبليغاتX
 ღ ... نوشته های رنگی... ღ
ღ ... نوشته های رنگی... ღ
وبلاگ بچه های فضیلت...!
ღ ... نوشته های رنگی... ღ

اینجا کلبه ی ماست
کلبه ی بچه های پر انرژی فضیلت!
اومدن به اینجا برای همه ی آدما آزاده، ولی موندن تو کلبه ی ما یه شرط داره...
می دونین شرطش چیه؟
باید یه قلب پر رنگ و گنده داشته باشی!
همین!

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
< a href="cat-3.aspx" class="links" target="_blank">طبیعت!
< a href="cat-4.aspx" class="links" target="_blank">زلزله!!
< a href="cat-5.aspx" class="links" target="_blank">فوتبال
< a href="cat-6.aspx" class="links" target="_blank">هری پاتر!!
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
بی نام...

سلام دوستای خوبم...
یک متن خیلی قشنگ گذاشتم...حیفم اومد خودم بخونم و به شماها نشونش ندم...البته مطمئنم خیلی هاتون تاحالا خوندینش...اگه خوندین،یک بار دیگه خوندنش ،به اندازه دفعه اولش لذت بخشه...اگه هم نه که امیدوارم تا آخر بخونید و...خواهش می کنم تا آخر بخونید...(فقط چون حجمش یه خورده زیاده، ادامش رو توی پست پایینش گذاشتم)

خدايا !

ْ

َ

درود فرست بر محمد و آل محمد و بشنو دعايم را هنگامى كه تو را خوانم و بشنو صدايم را هر گاه تو را صدا زنم و رو به من كن هرگاه با تو راز گويم زيرا من به سوى تو گريختم و پيش رويت در حال بيچارگى و فروتنى به درگاهت ايستادم



به آنچه نزد توست،امید دارم

َُ

و تو آنچه را من در دل دارم مى دانى و حاجتم را آگاهى و از نهادم باخبرى و سرانجام كار و سرمنزل من بر تو روشن است

 

و نيز آنچه را مى خواهم از گفتارم بدان لب گشايم و آن طلبى را كه مى خواهم به زبان آرم و اميد آنرا براى سرانجام كارم دارم،می دانی !

 

اى آقاى من ...مقدّرات تو بر من جارى گشته ،در آنچه از من تا آخر عمر سر زند

 

چه از كارهاى پنهانم و چه آشكارم! و به دست تو است نه به دست ديگرى كم و زياد شدن و سود و زيان من..

خدايا اگر تو هم مرا محروم كنى، پس كيست كه روزيم دهد و اگر تو خوارم كنى، پس كيست كه ياريم دهد...

َ

خدايا پناه برم به تو از خشمت و فرو ريختن عذابت...

َ

خدايا اگر من شايستگى رحمت تو را ندارم ولى تو شايسته آنى كه از زياده بخششت به من احسان كنى .

َ

خدايا خود را چنان مى نگرم كه گويا در برابرت ايستاده و آن امید نيكويى كه بر تو دارم بر سر من سايه افكنده و تو نيز آنچه را شايسته آنى درباره من فرموده و مرا در سراپرده عفو خويش پوشانده اى...

َ

خدايا اگر بگذرى پس كيست كه از تو بدين كار سزاوارتر باشد

 

و اگر مرگم نزديك شده و عملم مرا به تو نزديك نكرده ،من به ناچار قرار مى دهم اقرار به گناه را وسيله خويش به درگاهت !

 

خدايا من بر خويشتن ستم كردم در آن توجهى كه بدان كردم پس واى بر او اگر نيامرزيش

 

خدايا پيوسته در دوران زندگى ،نيكى تو بر من مى رسد. پس نيكيت را در هنگام مرگ نيز از من مگير!

 

خدايا من چگونه مأيوس شوم از اينكه پس از مرگ مورد حسن نظر تو واقع گردم در صورتى كه در دوران زندگيم جز به نيكى سرپرستيم نكردى!

ُ

خدایا سرپرستى كن كار مرا چنانچه تو شايسته آنى و توجه كن بر من به فضل خويش كه همچون گنهكارى هستم كه نادانيش سراپا او را فرا گرفته...

 

َ

ِ

خدايا براستى تو گناهانى را در دنيا بر من پوشاندى كه من به پوشاندن آنها در آخرت محتاج ترم!
با اينكه آشكارش نكردى براى هيچيك از
بندگان شايسته ات،اى خدا پس در روز قيامت در برابر ديدگان مردم مرا رسوا مكن !

 

خدايا جود و بخششت آرزويم را گستاخ كرده و گذشت تو برتر است از عمل من

َ

خدايا مرا در آن روزى كه ميان بندگانت داورى كنى به ديدارت مسرور ساز

َ

خدايا عذرخواهى من به درگاهت عذرخواهى كسى است كه بى نياز نشده از پذيرفتن عذرش پس عذر مرا بپذير، اى بزرگوارترين كسى كه گنهكاران به درگاهش معذرت خواهى كنند

 

خدايا حاجتم را باز مگردان و طمعم را به نوميدى مكشان و اميد و آرزويم را از درگاهت قطع مفرما!

 

خدايا اگر خوارى مرا خواسته بودى، راهنمائيم نمى كردى و اگر رسوائيم را مى خواستى تندرستيم نمى دادى

َ

خدايا گمان ندارم كه مرا بازگردانى در مورد حاجتى كه عمر خويش را در خواستن آن از تو سپرى كردم...

 

خدايا ستايش خاص توست ستايش ابدى جاويدان هميشگى كه فزون شود ولى كم نگردد بدان نحو كه دوست دارى و خوشنود شوى (ادامه در پست پایین)


[ ]
+

 

َ

خدايا اگر مرا به جنايتم مأخوذ دارى ،من هم تو را به عفوت بگيرم و اگر به گناهم بگيرى، من هم تو را به آمرزشت بگيرم!

َ

و اگر به دوزخم ببرى بدوزخيان اعلام مى كنم كه من تو را دوست دارم !

 

خدايا اگر عمل من در جنب اطاعت تو كوچك است ولى آرزويم در كنار اميد تو بزرگ است...

ً

خدايا چگونه من از پيش تو محروم برگردم با اينكه چنان حسن ظنى من به جود و بخششت داشتم كه مرا مورد رحمت خويش قرار داده با  نجات بازم خواهى گرداند ؟!

َ

خدايا من عمرم را در حرص غفلت از تو سپرى كردم و جوانيم را در مستى دورى از تو از بين بردم و از اينرو

َ

خدايا بيدار نشدم در آن روزگارى كه به كرم تو مغرور بودم و به راه خشم تو متمايل گشته بودم

َ

خدايا من بنده تو و فرزند بنده توأم كه در برابرت ايستاده و به وسيله كرم توبه درگاهت توسل جويم

َ

خدايا من بنده اى هستم كه مى خواهم از آلودگى آنچه بدان با تو روبرو شدم از بى حيايى خودم در پيش روى تو خود را پاك سازم و از تو گذشت مى خواهم زيرا گذشت وصف شناساى كرم تو است...

َ

خدايا من آن نيرويى كه بتوانم بوسيله آن خود را از نافرمانيت منتقل سازم ندارم !

َ

مگر در آن وقت كه تو براى دوستيت بيدارم كنى و آن طور كه خواهى باشم پس تو را سپاس گويم كه مرا در كرم خويش داخل كردى و دلم را از چركيهاى بى خبرى و غفلت از خويش پاكيزه ساختى

 

خدايا !

َخدايا ! به من بنگر! نگريستن كسى كه او را خوانده اى و او پاسخت داده و به يارى خويش به كارش واداشته اى و فرمانبريت كرده

ُ

اى نزديكى كه دور نگردى از آن كس كه بدو مغرور گشته و اى بخشنده اى كه بخل نورزد از آنكس كه اميد نيكيش دارد

ُ

خدايا دلى به من بده كه اشتياقش به تو موجب نزديكيش به تو گردد و زبانى كه صدق گفتارش به سوى تو بالا آيد و نظر حقيقت بينى كه همان حقيقتش او را به تو نزديك گرداند

ٍ

خدايا كسى كه بوسيله تو شناخته شد گمنام نيست و كسى كه به تو پناهنده شد خوار نيست و كسى كه تو بسويش رو كنى بنده ديگرى نخواهد بود

 

خدايا براستی هر كس به تو راه جويد راهش روشن است و هر كه به تو پناه جويد پناه دارد و من اى خدا به تو پناه آورده ام!

َ

پس گمانى را كه به رحمتت دارم نوميد مكن و از مهر خويش منعم مكن

 

خدايا جاى مرا در ميان دوستدارانت جاى آن دسته از ايشان قرار ده كه اميد افزايش دوستيت را دارند

َ

خدايا در دلم اندازه شيدايى و شيفتگى ذكر خود را پياپى و همتم را در نشاط فيروز شدناسمائت و محل قدست قرار ده

َ

خدايا به حق خودت بر خودت سوگند كه مرا به محل فرمانبرداريت جايگاه شايسته اى از مقام خوشنوديت برسانى

ً

زيرا كه من قادر بر دفع چيزى از خود نيستم و مالك سودی هم برايش نيستم

خدايا من بنده ناتوان گنهكار تو و مملوك زارى و توبه كننده به درگاهت هستم

َ

پس مرا در زمره كسانى كه روى از آنها گرداندى و غفلتشان مانع از گذشت تو گشته قرارم مده

 

خدايا بريدن كاملى از خلق بسوى خود به من عنايت كن و ديده هاى دلمان را به نور توجهشان

ِ

به سوى خود روشن گردان تا ديده هاى دل پرده هاى نور را پاره كند و به مخزن اصلى

َ

بزرگى و عظمت برسد و ارواح ما آويخته به عزت مقدست گردد

ً

 

خدايا قرارم ده از كسانى كه او را خواندى و پاسخت داد و در معرض توجه قرارش دادى و او در برابر جلال تو مدهوش گشت و از اين رو در پنهانى با او به رازگويى پرداختى ولى آشكارا برايت كار كرد! 

َ

خدايا به خوش بينى من، نااميدى را مسلط مكن و اميدم را كه به  كرم نيكويت دارم، قطع مكن

َ

خدايا اگر خطاهايم مرا از نظرت انداخته ، پس بدان اعتماد خوبى كه به تو دارم از من درگذر!

َ

خدايا اگر گناهانم بواسطه بزرگواريهاى لطفت مرا بى مقدار ساخته، ولى در عوض يقين به بزرگ توجه تو مرا هشيار كرده !

َ

خدايا اگر بى خبرى از آماده شدن براى ديدارت مرا به خواب فرو برده ،ولى در عوض معرفت به بزرگ نعمتهايت مرا بيدار كرده !

َ

خدايا اگر بزرگ كيفرت مرا به دوزخ مى خواند، ولى در مقابل پاداش فراوانت مرا به بهشت دعوت مى كند!

ٍ

خدايا پس از تو خواهم و بسوى تو زارى كنم و بگريم و از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد

َ

و مرا از كسانى قرارم دهى كه پيوسته به ياد توأند و  پيمانت را نمى شكنند و از شكر تو غافل نشوند و دستور تو را سبك نشمارند !

ً

خدايا برسان مرا به نور درخشان عزتت تا عارف به ذاتت باشم و از غير تو روگردان باشم...

ٍ

و از تو ترسان و نگران باشم اى صاحب جلالت و بزرگوارى و درود خدا بر محمد

پيامبرش و بر آل پاكش باد و سلام بسيار بر ايشان باد

 

همونطور که خودتون هم متوجه شدید ،ترجمه مناجات شعبانیه بود که

 از مناجاتهاى جَليلُ الْقَدْر است که حضرت اميرالمؤمنين و امامان و فرزندان ايشان علیهم السلام در ماه مبارک شعبان مى خواندند

.

 


[ ]
+
فرزانه

 تو زندگی

   û    منتظر باش اما معطل نباش ...

        û     تحمل کن اما توقف نکن ...

               û    قاطع باش اما لجباز نباش ...

                    û    سریح باش اما گستاخ نباش ...

                          û    بگو آره اما نگو حتما ...

                                û    بگو نه اما نگو ابدا ...

                                           ...

          

 


[ ]
+
حورا

  

Go to fullsize image

 

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد، نیامدی
خلیل آتشین سخن،تیر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ها
دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد، نیامدی
 

 


[ ]
+
هدی (عیدانه !)

 

 

امیدوارم این کلیپه بیاد...

خیلی صبر کنید لطفا !

دعای فرج است....همونی که صبح ها می خونیم! (منظورم صداشه...)

 

 

عیدتون مبارک...!

براتون چند تا سایت می گذارم....این روزا سر زدن به این سایت ها خیلی می چسبه....

 

بچه های قلم...(فوق العاده است!)

مسجد جمکران

مجله موعود

کتابخانه تخصصی

 

             

 

اینم متن روی کارت جشن مدرسه مون...

زمين، پر غرور
كه قدم‌هايت را فرش گشته،
و می‌نازد كه پذيرای وعده حق الهی است؛
و زمان، در سرور
كه از آغاز هستی در انتظار تو سپري‌گشته،
و اكنون می‌داند كه تا لحظه موعود ديگر چيزی نمانده؛
و من، دلم دريای نور
نور اميد فرارسيدن لحظه ديدار؛
و بر لبم دعای ظهور
كه ديری نخواهدگذشت كه آن شب مسعود فرا رسد،
و سحرگاه، ندايت زمين را فرا گيرد.
                                                     
عيدتان مبارك.

 

منبع این متن هم اینجاست : پناه

پ.ن ۱: اگه تونستین و راهتون بود...طرفای غروب به میدان هفت تیر یه سری بزنید...اگه اومدین و خبری نبود تقصیر من نیست ها ! خودتون بد موقع اومدین!

پ.ن ۲ : راستی! از بچه های مستعد در بامزه خاطره نوشتن تقاضا می کنم که جریان روز جشنمون و تلاش های روزای قبلشو بنویسن....فکر می کنم خیلی با مزه بشه...!

هر کی بنویسه خیلی گله...


[ ]
+
شادی

تو می آیی روشن تر از هزار خورشید و هیچ شب تیره ای را یارای ایستادن در برابر تو نیست.

تو می آیی و گل ها شاداب تر از همیشه شکوفا می شوند و دریا ها به رنگ عشق در می آیند.

تو می آیی و کودکان نام زیبای تو را زمزمه می کنند و روی زیبای تو را به رخ ماه می کشند.

تو می آیی و بار غم را ز دوش خستگان عشق بر میداری.

 

 

                    

 

حضرت امیر المومنین  علیه السلام می فرمایند : برای قائم (عجل الله تعالی فرجه شریف ) ما غیبتی هست که مدت آن طولانی خواهد شد . شیعیان را در این زمان می بینیم که به جست و جوی آن حضرت می پردازند ولی او را نمی یابند.

آگاه باشید! در این دوره هرکسی از آن ها (شیعیان) در دین و عقیده ی خود استوار و ثابت قدم بماند و قلبش به جهت طولانی شدن غیبت امامش قساوت پیدا نکند او روز قیامت در نزد من و در جایگاهی که من هستم خواهد بود.

                              بچه ها جونم عیدتون مبارک منم دعا کنید

 


[ ]
+
حورا

 

 

روزگاري مردم دنيا دلشان درد نداشت

 هر كسي غصه اينكه چه مي كرد نداشت

 چشمه سادگي از لطف زمين مي جوشيد

 خودمانيم زمين اين همه نامرد نداشت

 

Go to fullsize image

 

 


[ ]
+
نگین
سیدنا امام سجاد (علیه السلام ) :

پروردگارا "

                       من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم

                                               که تو مانندش را در عرش کبریایی خود نداری !!

                                من چون تویی دارم

                                     که تو چون خود نداری !!   


[ ]
+
هدی (نکته ی مهم !)
سلام به دخترای گل...!!

زودی میرم سر اصل مطلب !

 

نمی دونم اون ۲-۳ روزی که قالب فضیلت ۱ بود اومدین تو وب یا نه...

من الان کلی عجله دارم ! معلومه ؟!

 

پس سریع میگم....

مثله مدرسه که فراخوان مقاله داره...ما هم می خوایم فراخوان قالب وب فضیلت داشته باشیم ! خوبه ؟

 

این قالب ساز آنلاین الان لینکش تو همه جای وب هست...

کار کردن باهاش آبه...!

 

خب حالا این به کنار...

این قالب یه ایراد بزرگ داره...برای ما البته !

ما یه عالم نویسنده و این قالب ساز هم انگار نه انگار...

تا اونجایی که بلد بودم به کد ها ور رفتم ...به نتیجه هم رسیدم ها... اما خب نشد اونی که باید بشه...

 

می دونین مشکلش چیه ؟؟

اسم نویسنده رو زیر پست نمی زنه !!

 

خب... حالا اگه می خواین این قالبمون باشه...یا کلا هر قالب فضیلتیه دیگه...خواااااااااااهش می کنم این یه دفعه رو به حرفم گوش کنید....تمنا می کنم...!

این دیگه مثله عکس کوچیک کردن نیست که...! برای راحتی خودمونه...

 

خواهشم اینه...

لطفا و حتما توی عنوان مطلب اسم هاتون رو خالی بنویسین...خالی منظورم اینه که جووون و گل و ... نداشته باشه...اگه هم می خواین چنین چیزایی بذارین بذارین تو پرانتز...عنوان مطلب هم که خیلی هاتون اهلش نیستین...اما حالا اگه عنوان داشتین بذارین تو پرانتز...

الان نمونه ش عنوان مطلب من...

قول می دین برای مرتب بودن و راحتی خودمون این کار رو انجام بدین ؟؟  (خوااااهش...)

 

راستی ...اسم مستعار هم نداریم  (خشن شدم ها !)

یه چیز دیگه...حورا من برای تو یه سایت عالی سراغ دارم....باور کن من یکی که کور شدم فینگیلیشی های تو رو خوندم...!

اینم سایتش :http://www.bitaweb.com/fa/farsiNegar.html

یه چیز دیگه هم هست....من تو فتو شاپ اصلا خوب نیستم....این سربرگ هم که می بینین...چی شده...!!

 

خب... من دیگه برم که کلی حرف زدم...!


[ ]
+
یه نی نی دیگه!!! (فاطمه.ه)

 

چه لطِيف است حس آغازی دوبار ه،

 

 چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيبای آغاز تنفس...

 

و چه اندازه عجيب است روز ابتدای بودن...

 

و چه قدر شيرين است امروز...

 

روز ميلاد تو...

 

روزی که تو آغاز شدی!

 

طلوع زیبای زندگیت بی غروب باد!

 

فرزانه جون تولدت مبارک !

 


[ ]
+
هشت موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن، كه شما هيچ گاه آنان را نمي دانستيد. بله،همگي ما مي دانيم كه انيشتن اين فرمول[e=mc2] را كشف كرد. اما واقعيت آن است كه چيز هاي كمي در مورد زندگي خصوصي اش مي دانيم،خودتان را بااين هشت مورد،شگفت زده كنيد!

1-اوبا سر بزرگ متولد شد
وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت.

2-حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود، نبود
مطمئنا انيشتن مي توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند،اما براي به ياد آوري چيز هاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته  است. او يكي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين فراموشكاري، مختص دانستن آن [تولد ]براي بچه هاي كوچك بود.

 3-او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود

انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد ،آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد.
به بيان او "من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم،زيراكه آن به زودي مي آيد. به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينّند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.

4-او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد
درسال 1895 در سن 17 سالگي،انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است،كه تا كنون متولد شده،در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد.
در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي كرد.
 

5 علاقه اي به پوشيدن جوراب نداشت-انيشتن

انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود.سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.
علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟


6-او فقط يكبار رانندگي كرد

انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت.
انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد.
يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد:چه كسي احساس خستگي مي كند؟
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود.انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد.
او قبول كرد، اماكمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.
در اين حين راننده باهوش گفت "سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد"سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.

7-الهام گر او يك قطب نما بود
انيشتن در سنين نوجواني يك قطب نمابه عنوان هديه تولد از پدرش دريافت كرده بود.
وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مي نمود، سعي مي كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد.بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند.


8-راز نهفته در نبوغ او

بعد از مرگ انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروي براي تحقيقات برداشته شد.
اما اينكار بصورت غير قانوني انجام شد. بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروي تكه هايي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود كه مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به شيار سيلويوس داشته، كه اين مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهاي عصبي را بايكديگر فراهم مي سازد.
علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم و چگالي زيادي بوده است و همينطور قطعه آهيانه پاييني داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است.


[ ]
+
دانستنی ها
روزانه ۱۴ هزار نفر در جهان به بیماری ایدز مبتلا می شوند

در دنیا از هر ۵ نفر ۴ نفر مویشان تیره است

خرس کوآلا هیچ گاه آب نمی خورد و آب مورد نیاز بدن خود را از گیاهان تامین می کند

دریاچه ی بایکال کهنسال ترین دریاچه ی دنیاست و قدمت آن به ۷۰ هزار سال می رسد

اولین تماس تلفنی ایران در سال ۱۲۸۵ خورشیدی در تهران صورت گرفت

                                 


[ ]
+
عکس های جالبی از کنکور 87
..

 

چیزی رو این جا میزارم که خودم خیلی ازش خوشم میاد . امیدوارم خیلی از سلیقه شماها پرت نباشه !

 

همیشه ابرها می بارند ولی ... همه عاشق ستاره ها می شن !

مواظب باش چشمک ستاره ، گریه ی ابر رو از یادت نبره !

 

Go to fullsize image


[ ]
+
.........
 

آيا ميدانستيد که بزبزه قندي اولين بز ديابتي تاريخ است !   

 

از بس بی مزس آدم خندش میگیره !!!   خیلیییییی لوس بوود . نه !!؟

اما من خندم گرفت !!

         


[ ]
+

   برای لذت بردن از زندگی تنها کافی است

              کمی احمق بود ...!!!

                     ...

 

             


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!


بهترین و جدیدترین کد های جاوا