خندیدن برای قلب مفید است ...!
در توضیح اثرات سودمند خنده می توان به تأثیر آن بر بهبود عملکرد رگ های خونی و فواید بی شمار خنده بر قلب اشاره کرد.
یک گروه تحقیقاتی در دانشگاه پزشکی مریلند، در آمریکا از 20 جوان سالم خواستند 15 تا 30 دقیقه فیلم غم انگیز و خنده دار را به شکل جداگانه تماشا کنند؛ نتیجه آن بود که هنگام تماشای فیلم کمدی، جریان خون در همه ی شرکت کننده ها روان تر شده و تماشای فیلم تنها بر یکی از آن ها بی اثر بوده است! (اون یدونه احتمالا خنثی بوده .. !![]()
![]()
)
آن ها اعلام کردند که نتیجه ی به دست آمده با مصرف یک دوز داروهای قلبی برابر بوده است!
در مقابل، به گزارش نشریه ی تخصصی قلب آمریکا، تماشای فیلمی نظیر " نجات سرباز رایان" که مملو از صحنه های جنگی است، نتیجه ی معکوس داد، به این معنا که جریان خون افراد مورد مطالعه، در اثر اضطراب %35
کاهش پیدا کرد! در حالی که خندیدن جریان خون را %22افزایش داد! روند این آزمایش هم به گونه ای بود که شرکت کنندگان شب قبل از انجان آزمایش، از نوشیدن مشروبات الکلی، مصرف ویتامین یا سبزیجات و انجام ورزش های سنگین منع شده بودند؛ چرا که این موارد بر شدت جریان خون تأثیر می گذارند.
(همشهری)

[ ]
+ نوشته شده در ساعت4:30 بعد از ظهر توسط یه فضیلتی !
دوای درد بی درمان : خنده ...!
تحقیقات مختلفی که در سرتاسر جهان روی تأثیرات خنده بر سلامت انجام شده، بیانگر این است که شاید خنده واقعا بهترین دارو باشد؛
خنده، فشارهای زندگی روزمره را کاهش می دهد و باعث بالا رفتن کیفیت واکنش ها در محیط کار می شود؛ باعث کاهش هورمون های استرس زا می شود و واکنش بدن را به هنگام فشارهای عصبی تغییر می دهد.
زنان بیش تر از مردان می خندند!
محققان دریافته اند که بخش قدامی یا بیرونی قسمت خاکستری رنگ مغز، قسمتی است که یک موضوع خنده دار بر آن اثر می کند و واکنش خنده را به وجود می آورد.
در این میان، دانشمندی به نام رابرت پروواین، از دانشگاه مریلند در بالتیمور آمریکا، دریافته است که ما در هنگام گفت و گوهای عادی به نسبت بیش تر می خندیم تا با شنیدن جوک و لطیفه که گهگاه پیش می آید!
وی می گوید زن ها معمولا بیش تر از مردها می خندند، چون مردها، بیش تر به گفتن چیزهای خنده دار تمایل دارند.
گروهی معتقدند خنده، همان طور که خمیازه ی یک نفر دیگران را به خمیازه کشیدن وامی دارد، مسری است! البته، محققان یا خنده شناسان (!) هنوز در این زمینه مدرک علمی ارائه نکرده اند، اما بد نیست بدانید، مسری ترین مورد خنده در سال 1962 در تانزانیا اتفاق افتاد، و آن هنگامی بود که یک دسته دختر دانش آموز به خنده ای طولانی درآمدند، و خنده ی آن ها به اطراف سرایت کرد، و خنده ای که از این جا شروع شده بود، ماه ها در شهر ادامه یافت!!!
(روزنامه ی همشهری)

[ ]
+ نوشته شده در ساعت1:48 بعد از ظهر توسط یه فضیلتی !
بچه ها به گفته ی معلم خیلی گل و مهربون و عشق و نازنین و گرانقدر و ...
( خلاصه کسی که مه ی صفات خوب و نیک درش جاریست و من نمیدنم چگونه وصف خوبیهایش را برای آنانی که تا به حال او را ندیده اند و نشناخته اند بکنم ، ... ) :"
" سرکار خانوم فاطمه غایی "![]()
آخر متن چت با خدا رو تغییر دادم چون واقعا یک اشکال اساسی داشت حتما به اون دوباره سر بزنید چون نظر خانوم غاییه و طبق همیشه مهمه و دل نشین امیدوارم بیشتر از قبل خوشتون بیاد که میدونم میاد !
خب خوش باشید و شاد ! ![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت3:51 بعد از ظهر توسط یه فضیلتی !
قبلا فکر می کردم اشکال از خیلی خر بودن خراست ( منظورم آدما فقط نیستا٫ می دونی صحبتم کلیه !!! )
اما امروز فهمیدم که اشکال از پلهاییه که انتخاب می کنم . همگی یا اینقدر درازن که خره به آخر نرسیده پشیمون می شه و بر می گرده ٬ یا اونقدر قدیمی و پوسیده و پرپریه که وسط راه می شکنه و خر بدبخت من می افته تو رودخونه ...
پس مشکل از منه .. ... ... ... .
[ ]
+ نوشته شده در ساعت9:6 بعد از ظهر توسط یه فضیلتی !
(مجاز از بازی دوم و پیش فضیلت)
هی بچه ها !
هدی گفت گزارش بازیو بنویسم ....از اون جایی که فقط از نتیجه با خبرم باید بگم که ......ما بردیم!!
از پیش دانشگاهی ها!!!ما بردیم......البته نتیجه از قبل معلوم بود ......
این دفاع قوی ماست.....همه انگوشتاش شیکسته!
یکیش فرزانس (اون رشید تره) اون یکی سهاست که آبشار میخواد بزنه اون یکیام حریفن
اینم مثلا ...بر فرض .....زینبه...
مثلا فرض بگیرید .....فرض بگیرید این ساراس
اونی که روو زمین دراز گشیده شادیه !
[ ]
+ نوشته شده در ساعت3:58 بعد از ظهر توسط یه فضیلتی !
به نظرتون زود شب میشه؟هروقت به من خوش میگذره زود تموم میشه!
این نقشه رو بیارم؟ ؟ گم نشیم یه وقت!!!
با قطار میریم اما من با دوچرخه بیشتر دوست دارم!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت3:40 بعد از ظهر توسط یه فضیلتی !
[ ]
+ نوشته شده در ساعت9:10 قبل از ظهر توسط یه فضیلتی !
فقط برای شما :
گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم !

گفتی: ... فَإِنِّي قَرِيبٌ...
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش میشد بهت نزدیك شم !
گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ...
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی

گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ...
.:: پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار میتونم بكنم؟

گفتی: أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ ...
.:: مگه نمیدونید خداست كه توبه رو از بندههاش قبول میكنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: ... اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ ...
.:: (ولی) خدا عزیزِ و داناست، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟

گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا…
.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟

گفتی: وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ...
.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میكنه؛ عاشق میشم! ... توبه میكنم

گفتی: إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ...
.:: خدا هم توبهكنندهها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك

گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ...
.:: خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟

گفتی:
ان کنتم تحبون الله فتبعونی یحببکم الله و یغفر لکم ذنوبکم و الله غفور رحیم ...
.:: ای مؤمنین! اگر خدا را دوست میدارید پس از من ( پیامبر ) بیروی کنید تا او نیز شما را دوست بدارد و می بخشد گناهانتان را و خداوند آمرزیده و مهربان است ... (آل عمران/۳۱)::.
با خودم گفتم : " الحمد لله الذی ادعوه فیجیبنی و ان کنت بطیئا حین یدعونی "
[ ]
+ نوشته شده در ساعت9:9 قبل از ظهر توسط یه فضیلتی !
دیگه کم میام تو وبلاگ.یعنی اینقدر درس خون شدیم.....!!!!![]()
ولی واقعا بیایم بنویسیم!!!![]()
جلسه ی خواستگاري... بعد از نيم ساعت سكوت
مادر داماد : ببخشين ، كبريت دارين؟
خانواده عروس : كبريت ؟! كبريت براي چي!؟
مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بكشه...
خانواده عروس : پس داماد سيگاريه....!؟
مادر داماد : سيگاري كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبه...
خانواده عروس : پس الكلي هم هست..!؟
مادر داماد : الكلي كه نه... والا قمار بازي كرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره
خانواده عروس : پس قمارم بازي مي كنه...!؟
مادر داماد : آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن...
خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟
مادر داماد : زندان كه نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن...
خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟
مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد...
خانواده ي عروس : زنش !!!؟؟؟
نتيجه اخلاقي : هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت9:13 بعد از ظهر توسط یه فضیلتی !
هنوز هم وقتی نیستی که ببینی بی تو بودن را چگونه سر میکنم ، به یادت الهه ناز را میزنم ...
به یاد آن روزهایی که با عادت پر از مهرت اشک از دیدگانم میزداییدی ، اشک می ریزم و می خوانم ...
هنوز هم به یاد آن لحظه که دست در دستم میگذاشتی و با نگاهی مانده به کهکشان ، مرا الهه ناز خود میخواندی ، خیره به دوردستها ، می نوازم ...
هنوز هم به یاد تو ، به یاد اشکهایی که برایم میریختی در آرزوهای محال ، هنوز هم به یاد برقشان در چشمان پر از التماست ، آه میکشم و می خوانم ...
هنوز هم به یاد دستان توانایت که چگونه آرشه را میکشیدی ، هنوز هم به یاد حرکتشان که چشم را خیره میکرد ، می نوازم ...
تا باور کنی سر نوشت خسته است از نفرین های گاه و بی گاهم !
باز ای الهه ناز
با دل من بساز
کین غم جانگداز
برود ز برم
گر دل من نیاسود
از گناه تو بود
بیا تا ز سر
گناهت گذرم
تو الهه ی نازی در بزمم بنشین
من تو را وفادارم بیا که جز این
نباشد هنرم
این همه بی وفایی ندارد ثمر
به خدا اگر از من نگیری خبر
نیابی اثرم
میکنم دست یاری به سویت دراز
بیا تا غم خود را با راز و نیاز
ز خاطر ببرم
گر نکند تیر خشمم دلم را هدف
به خدا همچو مرغی پر شور و شرف
به سویت بپرم
آنکه به غمت دل ببندد جز من کیست ؟
ناز تو بیش از این برای چیست ؟

[ ]
+ نوشته شده در ساعت7:54 بعد از ظهر توسط یه فضیلتی !






