از عید تا حالا............!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
خیلی نیست؟!
![]()

شب در انبوه ظلمت سحر شد
آسمان نم نمک تازهتر شد
زلف انبوه شب تاب برداشت
دستی از حوزه گل آب برداشت
عاشق از چشمه دل وصف کرد
چند رکعت خدا آرزو کرد
عاشقم، عاشق دل شکسته
دل نگو قصه آیینه بسته
دل نگو دل نگو دل چه گویی
آن از آن عشق کامل چه گویی
گریه در چشم او جوش میزد
عزم رفتن در او شور می زد
مرکب از نور آمد براقش
لولو ناب و دین یراقش
چشم او خیره بر بینشان بود
مقصدش آن سوی کهکشان بود
آسمان راه آیینه بندش
راه شیری گوار سمندش
جای در بارگاه رضا داشت
یک کمان فاصله تا خدا داشت
سیب سرخ تجلی چشیده
بود در موج گل آرمیده
باغ گل پرور آورده با خود
هدیه کوثر آورده با خود
هدیهای کوثر بود زهرا
دخت پیغمبری بود زهرا

![]()
![]()
![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:47 بعد از ظهر توسط یه فضیلتی !
محبت را به دل دادن صفای سینه می خواهد به یاد همدیگر بودن دل بی کینه می خواهد
دلم برا خیلی هاتون تنگ میشه ....
ایشا ا.. به هممون کلی خوش بگذره!!! کلی ی ی ی !!
عیدتون مبارک
[ ]
+ نوشته شده در ساعت1:42 بعد از ظهر توسط یه فضیلتی !
!!!!....حورا جونم تولدت مبارک....!!!!
(خواستم متفاوت باشه...![]()
![]()
....)

... ![]()
![]()
...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت7:25 بعد از ظهر توسط یه فضیلتی !
درزندگی مثل زودپز باش هر وقت جوش آوردی، در کمال آرامش سوت بزن.
![]()
(از بچگی دوست داشتم سوت زدن رو یاد بگیرم هنوزم که هنوزه بلد نیستم
)
(به نظر شما سوت زدن سخت تره یا بررسی پیوستگی تابع!؟
)
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:6 بعد از ظهر توسط یه فضیلتی !
ذوالجناح چه خبر؟
پــیل تن اســب چرا با رخ مــات آمده ای
شـاه را بــردی وتــنها زفــرات آمـــده ای
ای فــرس! قـافله سـالار تو کشــتند مگر؟
کـه تــو بــی قافــله وآتــش وآه آمــده ای
شه مارا مگر افکنده ای از پشت به خاک
عــذر جــویان زپــی عــفو گــناه آمــده ای
ما یــتیمان چــه کــنیم از الــم بی پــدری؟
بـدتر از بــی پدری ،دربدری،خون جگری
[ ]
+ نوشته شده در ساعت7:50 بعد از ظهر توسط یه فضیلتی !
خدایا چنان کن سر انجام کار
که تو خشنود باشی و ما رستگار (فری)
[ ]
+ نوشته شده در ساعت3:49 بعد از ظهر توسط یه فضیلتی !
اینا ما خواهیم بود صحن امام رضا علیه السلام ....
[ ]
+ نوشته شده در ساعت0:49 قبل از ظهر توسط یه فضیلتی !




